و آن حضرت که عزتش والا باد همچنین فرمود: «همانا این وجود، گوهری (جوهری) بسیط و شفاف است که لمس بر آن واقع نمیشود و با هیچیک از حواس درک نمیگردد؛ تو آن را تنها از دریچهی خودت (و به قدر طاقت خود) میبینی. پس اگر با حقیقت به سراغ آن بروی، آن را چیزی درکشدنی یا ملموس نخواهی یافت. این صورتِ ظاهری، شبیه به سراب است و با چشمِ طبیعت (حس مادی) دیده میشود؛ اما اگر با دلیلِ عقل و اندیشهی اهلِ حق بیایی و با چشمِ یقین بنگری، هیچ چیزِ درکشدنی و هیچ صورتِ ملموسی نخواهی یافت، بلکه خواهی یافت که آن نیرویی لاهوتی و ازلی است...» تا آنجا که میفرماید: «و همانا آن ظهور، اثباتش به واسطهی حجتِ اوست؛ پس او به واسطهی خودش بر آنان احتجاج میکند (دلیل میآورد). او باطنی است گرچه ظاهر شده، و ظاهری است گرچه پنهان است؛ در غیبتش حاضر است و در حضورش به سبب شدتِ نورش، پنهان و غایب است. پس هر کس که "حق" آینهی او باشد، تاریکیِ جهان را از پسِ نورِ آینهی حق میبیند و ذاتش همواره در حالِ مشاهده ی حق است؛ و این همان مقامی است که از آن به "سپیدرویی در دو جهان" تعبیر شده است.»




