و عبارتِ «شناختِ آن غیر بر عهدهی شما نیست»، یعنی شما مکلف نیستید که به کُنهِ «قدیم» (ذات ازلی) پی ببرید؛ زیرا در توان شما نیست که صفتِ قدمتِ ذاتی را درک کنید؛ و خداوند از آفریدگانش چیزی جز شناختِ آن صورتی که به وسیلهی آن (همچون جنسِ خودشان) بر آنها ظاهر گشته، نخواسته است.
و از کتاب «حُجُب و انوار» آمده است: حکیم محمد بن سنان میگوید: از «عالم» -عَزَّ عَزُّهُ- دربارهی وجود پروردگار پرسیدم. فرمود: «خداوند جز به علم و قدرت درک نمیشود؛ زیرا قدرت خداوند عاریتی (قرضی) نیست، پس هرگاه او با قدرت سخن گوید، آفریدگان از درک آن عاجز میمانند؛ و در آنجاست که علیّ علّام (بلندمرتبه و دانای مطلق) حضور دارد و در آن لحظه، صورت بشری باطل (ناپدید) میگردد.»
و جلالالدین صوفی در کتاب «تقویم الاسماء» گفته است: «اگر تأنیس (آشنا کردن و آرامبخشیدن) به واسطهی صورتِ دیدنی و الهیِ نازلشده نبود، صورتها (آفریدگان) به سوی کسی که آنها را پدید آورد هدایت نمیشدند، زیرا میان او و آنها هیچ نسبتی و شباهتی نیست. و برای "فرد"، تکبودنِ "واحد" کافی است و برای "واحد"، تعیینِ "احد" کفایت میکند. و خداوند در خلق خویش مشیئت دارد؛ پس حرف "عین" همان "احد"، و "میم" همان "واحد" و "سین" همان "وحدانیت" است.»




