فرمود -عَزَّ عَزُّهُ- : «همانا خداوند، بزرگ و بلندمرتبه است؛ بندگان توانِ آن را ندارند که او را توصیف کنند و به کنهِ قدرت و عظمت او نمیرسند. دیدگان او را در نمییابند، اما او دیدگان را در مییابد و او لطیف و آگاه است. او به "چگونگی" (کِیف)، "کجایی" (اَین) و "حیثیت و جهت" (حَیث) توصیف نمیشود. چگونه او را به "چگونگی" وصف کنم، در حالی که او خود "چگونگی" را چگونگی بخشید تا آنکه چگونگی گشت؟ پس چگونگی، به واسطهی آن چگونگی که او برای ما پدید آورد، شناخته شد. یا چگونه او را به "کجایی" وصف کنم، در حالی که او خود "مکان" را مکان بخشید تا آنکه مکان گشت؟ پس مکان، به واسطهی آن مکانی که او برای ما پدید آورد، شناخته شد. یا چگونه او را به "حیثیت" وصف کنم، در حالی که او خود "حیثیت" را حیثیت بخشید تا آنکه حیثیت گشت؟ پس حیثیت، به واسطهی آن حیثیتی که او برای ما پدید آورد، شناخته شد. پس خداوند در هر مکانی داخل است و در عین حال از هر چیزی خارج (فراتر) است.»
و از باب هفتم آمده است؛ کلبی این حدیث را به مولای ما صادقِ وعده -عَزَّ عَزُّهُ- منسوب کرده است که فرمود: مردی نزد مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- آمد و به او عرض کرد: «آیا پروردگارت را هنگامی که او را میپرستیدی، دیدی؟» علی -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمود: «افسوس بر تو! من جز آنچه را میبینم، نپرستیدهام.» آن مرد عرض کرد: «چگونه او را پرستیدی؟» فرمود: «دیدگان او




