سرور من، آیا خداوند در هر مکانی است یا در مکانی هست و در مکانی دیگر نیست؟» فرمود: «بلکه در هر مکانی است، اما مباین جدا و متمایز است.» عرض کردم: «این مطلب را برایم مثال بزنید.» فرمود: «پرتو خورشید بر مردارها (اجساد پوسیده) میتابد، اما خودِ خورشید پاک میماند.» عرض کردم: «بله درست است.» فرمود: «او نیز چنین است.» عرض کردم: «آیا او محجوب است؟» فرمود: «آیا پرتوی خورشید از خلق محجوب است؟» عرض کردم: «نه.» فرمود: «او نیز چنین است.» عرض کردم: «آیا او مانند پرتوی خورشید آشکار است؟» فرمود: «آیا دیدگان، پرتوی خورشید را میبینند و آن را در بر میگیرند (احاطه میکنند)؟» عرض کردم: «نه.» فرمود: «او نیز چنین است.» عرض کردم: «آیا لمس کردن به او آسیبی میزند؟» فرمود: «آیا تابیدن بر مردارها به خورشید آسیبی میزند؟» عرض کردم: «نه.» فرمود: «او نیز چنین است.»
پس اگر کسی که دارای عقل ساطع و نظری درست است، در این خبر بیندیشد، از طریق آن به مقصود (اشاره) دست مییابد و از زیادهگویی در عبارات بینیاز میگردد.
سپس در کتاب دوم رساله گفته است: «همانا حق سبحان، به صورت اعیانِ موجودات و بر حسب قابلیتِ هر هیئت از هر موجودی، تجلی میکند؛ زیرا حق تعالی واحد است اما به تعداد موجودات، متعدد در تجلی میگردد، در حالی که در حقیقت،




