متحرک باشد، پدیدآمده (محدث) است، و "ازل" را آغازى نیست، و هر چه آغاز نداشته باشد، ازلی است.»
و «شاب ثقه» در رسالهی «نجحیه» خویش گفته است: «ما اثبات میکنیم و نفی میکنیم؛ بدین معنا که "ظهور" و "وجود" را اثبات میکنیم و حقیقتِ "اجسام" و "حدود" (مرزهای مادی) را نفی میکنیم. و میگوییم که "معنا" از هیچ مکانی تهی نیست و زمان، او را در حصار نمیگیرد.»
و محمد بن شعبة در کتابش «حقایق اسرار الدین» آورده است: از زید بن طلحه از مفضل بن عمر روایت شده است که گفت: مردی بر حضور مولانای ما صادق -عَزَّ عَزُّهُ- وارد شد. مفضل گوید: به او عرض کردم: «ای سرور من، آیا خداوند در هر مکانی است یا در مکانی هست و در مکانی دیگر نیست؟» فرمود: «بلکه در هر مکانی است.» عرض کردم: «آیا او در جمادات (اشیاء بیجان) و نباتات نیز هست؟» فرمود: «او در هر چیزی به صورت "حلول" (درنیفتن و درآمیختن مادی) نیست، و نه خارج از آنهاست، آنگونه که چیزی در مکانی باشد و در مکانی دیگر نباشد.»
و شیخ محمود حسین در رسالهاش «تحفۃ الأخیار» آورده است: از زید بن طلحه روایت شده است که گفت: به مولایم صادق -عَزَّ عَزُّهُ- عرض کردم: «ای




