«شابِ ثقه» (که خداوند روی او را سپید گرداند) گفته است:«جایز نیست که "معنا" شباهتِ ذاتیِ خود را بر یک "اسم" یا یک "باب" بیفکند؛ بلکه او شباهتِ مِثالیِ (نمادین) خویش را در هنگام غیبت بر هر یک از بندگانش که بخواهد میافکند؛ زیرا غیبت صفتِ خودِ او نیست، بلکه صفتِ "اسمِ" اوست. به همین سبب، واجب گشت که برای "ظهورِ مِثالی" شبیهی برپا دارد، اما برای "ظهورِ ذاتی" شبیهی قرار ندهد.
پس از سخنان ابوسعید ثابت گشت که "معنا" صفاتِ پیوسته به ذاتِ خود را بر هیچیک از آفریدگانش واقع نساخته است؛ از این رو دانستیم که "معنا" در ظهوراتِ هفتگانهی ذاتیِ خود، برای آنها شبیهی برپا نکرد و نمازی (بر جنازهای) در آنها آشکار نساخت، بلکه غیبتهای او در آن ظهوراتِ هفتگانه، پنهان و مخفی بود. آیا ندیدی که غیبتِ امیرالمؤمنین پنهانی بود و بر او نمازی (به صورت آشکار بر پیکر) ظاهر نشد و مقامی (آرامگاهی) برای او پدید نیامد؟ اما خداوند نماز گزاردنِ "معنا" بر "اسمِ" خویش را در ظهوراتِ ذاتی و مِثالی بیان کرد.»
و در رسالهی «نفی التثلیث» (نفی سهگانهپرستی) گفته است:
«همانا ظهورِ ذاتیِ معنوی و ظهورِ مِثالیِ معنوی، هر دو یک چیز و یک معنا هستند؛ و حق و راستی همین است. و اینکه خداوند هرگاه در قالبهای مِثالی تجلی یابد، با "اسمِ" خود درنمیآمیزد، بلکه آن را زیر درخششِ نور پنهان میسازد.»




