و رَدّاد در رسالهاش، خبری را از برخی فرزندان شیخ (که خداوند چهرهاش را نورانی گرداند) روایت کرده است: «اما دربارهی این سخن که "پوششی در دلِ پوششی دیگر است"، این عبارت و نظایرش بر "اسم" و "باب" اطلاق میشود؛ هرگاه اسم در باب ظاهر شود، گویی پوششی در دل پوششی دیگر است. پس "روح"، باطنِ محمد و همان نورِ ذات است؛ و "قدس"، خودِ محمد و همان بدن است؛ و "نازل" در آن، همان علمِ آفریدگار است که از او به سوی اسم نازل گشته و همان ماده است. اما "معنا" (که والاترین است)، از اینها برتر است و با این اشارهها به او اشاره نمیشود و با این صفتها توصیف نمیگردد؛ مگر آنگاه که اسم "علی" بر این صورتِ بشری قرار گرفت، در حالی که این صورت، صرفاً بشری نیست، بلکه او از طریق آن با خلق مواجه شد (با خلق مبا شرت کرد).»
و شیخ حسین احمد در رسالهی «غنیمة السفر» گفته است: «پس برای هیچ خردمندی (صاحبعقلی) این گمان پدید نیاید که "اشخاصِ پنجگانهی میم" در این حواسِ پنجگانهی بشریِ گوشتی و خونی حلول کردهاند؛ که این باطل و محال است. بلکه آنان بر این حواس میتابند، همانند تابش خورشید بر سایر موجودات؛ پس هر کس به اندازهی نیروها و توانِ آمادگیاش برای پذیرش آن اشراق، از فیض و مددِ آنها بهره میگیرد.»




