پدید آمده است، پس عقل نورِ ذات و حجابِ آن است؛ و اما "ذات"، بلندمرتبه و شکوهند است، او "واجبالوجود" است و هر چه غیر از اوست در مقایسه با او "ممکنالوجود" است. ثابت گشته است که پی بردن به ماهیت و چیستیِ ذات محال است، پس سخنگو را دربارهی او سخنی نیست مگر از جهتِ "تجلی". هر چیزی به واسطهی "نفس" برپاست و نفس به واسطهی "روحِ عقلی" برپاست؛ و خداوند در مقام ظهور، همچون پوسته و غلافی در دلِ غلافِ دیگر است. او در میان آفریدگانش برای تمامِ جهانها به نطق درآمده است و هر کسی را بر طبقِ شاکله و ظرفیتِ خودش هدایت میکند؛ مانند رنگِ آب که به رنگِ ظرفی درمیآید که در آن است.»
کتاب با سپاس از سرورمان امیر النحل به پایان رسید.




