«شبلی (رضی الله عنه) سرود:
رها کن انوار را، که حجابِ چشماند، و سرآغازِ مقامِ پرستندگانِ خیالاند؛ اما آن که به حقیقت بینیاز گشت و بینیازی یافت، به حالاتِ خاصِ مردان سالکان دست یافت.
محییالدین گوید: این انوار در ازل بودهاند، زیرا اینها از رنگهای انوارِ انسانی هستند که گاه ظاهر شده و گاه پنهان میگردند. اما "تجلی ذاتی" برای خلق ممتنع (غیرممکن) است؛ چرا که شدتِ آن تاریکی میبخشد، درست مانند کسی که به خورشید بنگرد؛ چرا که هر کس به خورشید نظر کند، دیگر چیزی بهجز نورِ خیرهکننده نمیبیند.
از امام حسن -عَزَّ عَزُّهُ- دربارهی "عارف" و "معرفت" پرسیدند؛ فرمود: «رنگ آب، رنگ ظرفِ آن است» و سکوت کرد. مقصود آن بود که آب خود رنگی ندارد، بلکه به رنگ ظرفی که در آن است، رنگین مینماید؛ و همچنین است خداوند متعال که صورتی ندارد، بلکه به صورتِ آن کسی که او را میشناسد (عارف)، ظاهر میشود. و در ادامه میگوید: در علم الهی گفته میشود که تمام آثار کیهانی، آینههایی هستند که وجهِ حقِ متعالی در آنها ظاهر میشود. پس "اثر"، از جهتِ ظهور، همان صورتِ "مؤثر" (آفریدگار) است، اما از جهتِ باطن، همان مؤثر نیست؛ زیرا اثر بنا بر اراده و توجهِ مؤثر، پدید میآید یا نابود میگردد، اما مؤثرِ حقیقی که در پسِ اثر است، با ایجاد یا اعدامِ اثر، دگرگون نمیشود. پس این آثار، تجلیاتِ خداوند است که عارفان در آنها حق را




