و اگر مجرای نفس که تنها راه اوست بسته میشد، جسم با آتشِ آن میسوخت؛ پس روح از کوچکترین منفذی خارج شده و به سوی جهان خویش میپرد و جسم را در قعرِ زمین، ویران رها میکند؛ و این همان مرگ است.»
«ای مردمان، روح رازی است که فضا را پر میکند و بر جهانیان فیض میبخشد؛ بلکه از حصار اجسام سخت میگذرد و در یک آن به کرانههای آسمانها و زمین نفوذ میکند. پس چون به جهانِ خویش پرواز کند، در آنجا ارواح روحانی و فرشتگان آسمانی را میبیند؛ پس میان آنها آشنایی و پیوند برقرار میشود و رازهای ملکوت را از آنان میگیردیا با واسطه، و یا اینکه صورت و معنای آن حقایق در او نقش میبندد. آنگاه که روح با فروکش کردن (جزر) به کالبد خود بازمیگردد، آن دانشها را بر آن جاری میسازد؛ پس آن شخص هر چه بخواهد میگوید و از آنچه به او القا شده خبر میدهد: «او روح را به فرمان خویش بر هر که از بندگانش بخواهد القا میکند.»1 ای دوست، اگر روح را با صدقِ عزم تغذیه کنی و آن را بر کوشش و نشاط در عبادت ورزیده سازی، و با کاستن از شهوتهای کاذب و لذتهای فانی به آن نیکی کنی، و در سخن خداوند که فرمود «رستگار شد آن کس که آن را پاک گردانید»2 تدبر نمایی، روح میتواند همراه با کالبدش به جوّ پرواز کند، بلکه حصارِ اثیر را نیز بشکافد.




