و بدان که نفس در هوا جاری است و به نیروی نور و روشنایی متصل است؛ امور جسمانی را تدبیر میکند و طبایع مادی را با هم سازگار میگرداند، و روحانیاتِ ستارگان با عالم هوا متصل هستند.
و بدان که جوهر نفس، لطیفتر و روحانیتر از جوهر هوا و روشناییِ همگی است؛ و دلیل آن، پذیرش آثار (رسوم) سایر محسوسات است، زیرا جوهر نفس، جوهری آسمانی است و عالمش عالمی روحانی است و بذات خود زنده است. و نفس همچنین جوهری آسمانی، روحانی، نورانی، سبک، متحرک و غیر فاسد است؛ و نشانه آن، ادراکِ صورتهای اشیاست. و همانا مِثالِ آن در ادراک صورتهای موجودات در محسوسات و معقولات، مانند مِثالِ آینه است؛ پس آینه هرگاه تماماً هموار و رویاش صیقلخورده باشد، صورتهای اشیای جسمانی در آن بر خلاف حقیقتشان ظاهر میشوند، و اگر روی آینه زنگزده باشد، هیچ چیزی به کلی در آن ظاهر نمیگردد.»
«و خداوند ارواح را از جوهرهای حکمتش آفرید تا با جوهر خود در شناخت او استقرار یابند، و با ظرافتهای صنعتش، صورتهایی را به مثال صورت خود در آنها پدید آورد، و راههای رسیدن به خویش را به تعداد نفسهای آفریدگان قرار داد؛ و پروردگار در کلیتِ بنده، پروردگار است و بنده در کلیتِ پروردگار، بنده است.




