کتاب «منهاج الراغبین»: «خیر، همان وجودِ محض است و شر، همان عدمِ محض؛ و یگانگیِ مطلق از آنِ خداست.» ابنسینا گفته است: «خداوند همان خیرِ نخستین است و همهی اشیا با اشتیاق و آن هویتِ جاری در تمام موجودات، به سوی او در حرکتاند؛ و این هویت جاری عبارت است از وجودِ ذاتِ والامرتبهای که نه به شرطِ چیزی ملاحظه شده و نه به شرطِ هیچچیزی (لا بشرط)». «جمع» عبارت است از مشاهدهی اشیا به واسطهی خداوند و بیزاری جستن از هر نیرو و قدرتی مگر به قدرت او؛ و «جمعالجمع» همان مستهلک شدنِ کامل و فنا گشتن از هر آنچه غیر از خداوند است، که همان مرتبهی «احدیت» میباشد.
محیالدین (ابن عربی): «تفاوت میان تسبیح و تقدیس چنین است: تسبیح یعنی منزه دانستنِ حق از شریک، ناتوانی و نقص؛ اما تقدیس یعنی منزه دانستنِ او از وابستگی به مکان، تأثیرپذیری (انفعال)، شائبههای امکان (احتمالِ وجود و عدم)، تعدد در ذات و صفات، و اینکه کمالی از کمالات او به صورت بالقوه و نه بالفعل باشد. بنابراین تقدیس اخصّ (خاصتر) است؛ چرا که هر مقدسی مسبّح است، اما هر مسبّحی لزوماً مقدس نیست.»
کتاب «شجرة الکون» اثر محیالدین: «نورهای صفاتِ "جلال" سوزانندهاند و نورهای صفاتِ "جمال" تابان و روشنگر. نورهای صفات جلال هرگز تاریک نیستند،




