و در «زمین»، اشارهای است به نورانیت یتیمان در سایه سایهدار (الظل الظلیل)؛ و «تقدیر اقوات» (اندازهگیری روزیها)، اشارهای است به فیض الهی و قدرت احاطهکنندهای که به واسطه آن ارواح برپا شده و صورتها پدید میآیند.
و «چهار روزی» که ارواح نورانی در آن آفریده شدند، اشارهای است به افاضه نور به صورت ضیاء و سواء (روشنایی و تساوی)، به طور کلی و با نهایت کمال. و ارواح نورانی همان تجلیاتی هستند که زندگی زندگان به واسطه آنهاست؛ زیرا اگر تجلی آفریدگار سبحان با این صفات نورانی نبود، نه جهانی برپا میشد و نه موجود زندهای حرکت میکرد.
همچنین روایت شده است که از یحیی بن معین سامری، که نقیب سوم در عصر سید ابوشعیب -عَلَيْهِ السَّلَامُ- بود، درباره این سخن خداوند متعال پرسیده شد: «پاک و منزه است آن کسی که بنده خود را شبانگاه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد».
پاسخ چنین بود: «سُبْحان» (پاک و منزه)، همان سید محمد است؛ «بنده خود را برد»، یعنی سلمان را به همراه برد؛ «از مسجد الحرام»، یعنی از محمد بن عبدالله؛ «مسجد الاقصی»، همان حسن عسکری است؛ «که پیرامونش را برکت بخشیدیم»، یعنی یتیمان؛ و «او را برد» (سفر شبانه)، یعنی به واسطه ظهور و تشریف باعث تکریم شد.




