در یک نقطه قرار دارد اما پرتوِ آن در تمام فضا میتابد. پس نه در بندِ جسم است که از معدن (سرچشمه) خویش گسسته باشد، و نه از جسم برکنار است که صورتی مبهم و بیهوده گردد؛ بلکه همچون خورشیدی است که نورش در تمام مکانهاست، بیآنکه در جایی متمرکز یا محدود شود، تا زمانی که حجابی مانعِ تابش نور آن بر نقطهای از زمین نگردد. عقل نیز در خردمندان چنین است، تا زمانی که حجابی بر آن نیفتد یا عارضه ای از "عارضههای پنجگانه" مانع آن نشود؛ همان عوارضی که ضدی برای بنده و حجابی میان او و عقلش هستند و عبارتند از: هوای نفس، شک، شهوت، کبر و کُندذهنی (حماقت).»
و از امام عالم -عَزَّ عَزُّهُ- درباره عقل پرسش شد، پس فرمودند: «هرگز چیزی آن را در بر نگرفته است تا مقدارش شناخته شود، و در هیچ مکانی بهطور کامل نگنجیده است تا کمیت و اندازهاش محدود گردد؛ بلکه هر کس به اندازه پاکی و صفا ی باطن و گوش سپردن به آن، از عقل بهره میگیرد. همانگونه که هر جنبندهای از هوایی که تنفس میکند، به اندازه توان و وسعتِ خویش برمیگیرد؛ پس مورچهای خرد به اندازه توانش از آن بهرهمند میشود و پیل به اندازه قدرتش.»




