و برخی از حکیمان گفتهاند:
«پروردگار مرا برگزیدگانی از بندگانش هست که دلهایشان در دریای حکمتش روان است. پیکرهایشان بر روی زمین، مَستِ عشقِ اوست، و روحهایشان در پناه عزت، به سوی بلندایِ والا سیر میکند.
اتراقی نکردند مگر به یادِ محبوبشان،و از رنجِ بینوایی و گزندی، ناله و گلایه نکردند.
با هم یکدل شدند و گردن نهادند، پس دلهایشان مستقر گشت،آنجا که غیب را به واسطهی غیب، همچون آشکار میبینند.»
و یکی از آنان گفت: «مؤمن مشغولِ اندیشه و عبرتهاست و کافر مشغولِ آز و خوردن.» «مؤمن از همهکس ناامید است جز خدا و کافر به همهکس امیدوار است جز خدا.» «مؤمن مالش را فدای دینش میکند و کافر دینش را فدای مالش.» «مؤمن نیکی میکند و میگرید از ترس قصور و کافر بدی میکند و میخندد.» «مؤمن دانه میکارد و از تبهشدنِ آن میترسد و کافر ریشه را میکَند و امیدِ درو کردن دارد.»
محمد بن شعبه در کتاب «حقائق اسرار الدین» آورده است: از حجر بن علی روایت شده است که گفت: رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- به اصحابش فرمود: «چه چیزی بزرگتر از آن چیزی است که خداوند متعال بر شما واجب کرده است؟» گفتند: «نماز، ای رسول خدا». فرمود: «آن هم بزرگ است، اما منظور




