بیمارند، در حالی که هیچ بیماریای در این قوم نیست؛ یا میگوید: پریشانخاطرند (عقلشان مختل شده)، و به جانم سوگند که حقیقتاً امری عظیم با آنان درآمیخته است.»
سپس امیرالمؤمنین فرمود: «مؤمن هرگاه بنگرد، عبرت میگیرد؛ هرگاه سکوت کند، میاندیشد؛ هرگاه سخن بگوید، یاد خدا میکند؛ هرگاه بینیاز شود، شکر میگزارد و هرگاه مصیبتی به او رسد، صبر میکند. پس او به خشنودی نزدیک و از خشم دور است؛ اندک بهرهی دنیا او را از خدا خشنود میسازد و بلای بسیار او را به خشم نمیآورد. توان جسمیاش به همهی مقاصد او نمیرسد اما نیتش میرسد؛ دستش در خیر غوطهور است، نیت خیرِ بسیار دارد و به بخشی از آن عمل میکند و بر آنچه از خیر که از دستش رفته، افسوس میخورد که چرا به آن عمل نکرده است. اما منافق هرگاه بنگرد، به سرگرمی و لهو میپردازد؛ هرگاه سکوت کند، دچار سهو و غفلت میشود؛ هرگاه سخن بگوید، بیهوده میگوید و هرگاه سختی به او رسد، لب به شکایت میگشاید. پس او به خشم نزدیک و از خشنودی دور است؛ اندک بهرهی دنیا او را بر خدا به خشم میآورد و بلای بسیار او را خشنود نمیسازد. توان جسمیاش به مقاصدش میرسد اما نیت خیر او نمیرسد؛ دستش در بدی غوطهور است، نیت شرِّ بسیار دارد و به بخشی از آن عمل میکند و بر آنچه از شر که از دستش رفته،




