میدرخشد و خاموش میشود. مقصود از وجد در اینجا، تابشِ پرتوهای انوارِ قدسی بر جانِ سالک است که او را در دریایِ انس غرق میکند.
«روح به سوی آفرینندهاش بازگشت، و این کالبد (جسم) در میان خاک، ساکن و ماندگار شد.»
سلام: در نزد صوفیه، به معنای رهاییِ کاملِ نفس از هرگونه رنج و گرفتاری در هر دو جهان است.
- جلال و جمال: «جلال» تجلیِ ذات حق در آینهی شکوه و قدرتِ اوست (صفت قهر)، در حالی که «جمال» تجلیِ او در آینهی مهر و لطف است.
- حلول: دانشمندان حلول را یکی شدن دو چیز میدانند (مانند بوی گل در گلاب). انواع آن شامل حلولِ مکانی، وصفی (مانند رنگ در جسم) و سَرَانی (مانند جریانِ روح در بدن) است.
چون هوا تمامِ کرهی زمین را در بر گرفته است، میتوان آن را یک «دریا» نامید؛ همانگونه که آبها بخش بزرگی از زمین را پوشاندهاند و دریا نامیده میشوند. برخی دانشمندان میگویند: دریایِ هوا بسیار پهناورتر از دریاهای آبی است؛ زیرا زمین را از هر سو احاطه کرده و ارتفاعِ آن بسیار زیاد است. امواج و جریانهای هوا بزرگتر از امواج




