بزرگداشت و تکریمِ مقام آن واسطه است. به سببِ این شرافت، مقامِ «باب» به رتبهی «اسمی» ارتقا مییابد (یعنی واسطه، نشانگرِ خودِ آن حقیقت میشود)؛ همانگونه که در جایگاههای ظهورِ این ابواب رخ داده و این پیوندِ نورانی، در والاترین مرتبه، تنها در «قبهی هاشمیه» (مقامِ قدسیِ خاندان پیامبر) به کمال رسیده است.
اینکه گفته شده «احد (خداوند یکتا) بهخودیِ خود برای باب ظاهر نمیشود»، درسی است برای ما که بدانیم دریافتِ دانش و حقیقت، لزوماً باید از طریق اسباب و واسطهها (راهنمایان الهی) باشد. مفسران، داستان یوسف و زلیخا و آیهی ﴿آن زنی که یوسف در خانهاش بود، از او تمنای کامجویی کرد...﴾ را چنین معنا کردهاند که: حقتعالی زلیخا را هدایت کرد تا حقیقت و خواسته خود را از معدنِ اصلیاش که همان «اسم» است، طلب کند.
«نُقبا» کسانی هستند که به حقیقتِ «اسمِ باطن» رسیدهاند؛ از این رو بر درونِ مردمان اشراف دارند و میتوانند رازهای پنهان در سینهها را بیرون بکشند؛ چرا که پردهها از برابرِ دیدگانشان کنار رفته است. آنان در دانش، چنان جستجویِ عمیق و بليغی کردهاند که به مغزِ معنا دست یافتهاند.
ابوالبقاء در کتاب «کلیات» میگوید:
- روح: همان لطافتِ جاری در منافذِ بدن است و گاهی نامی برای «نفس» است.




