از میان آنان، نامداران متعددی از شیعه شهرت یافتند؛ همچون ابوذر غفاری و اویس قرنی از صحابه، و پیروانِ آنها مانند بشار شعیری، ماهان ابلی، معروف کرخی، سری سقطی، جنیدِ سیاح (فرزند محمد قواریری)، ابوبکر شبلی و دیگران. آنان همان کسانی هستند که دربارشان چنین سروده شده:
«همانا خداوند بندگان هوشمندی دارد ،که دنیا را رها کرده و از فتنهها ترسیدند. در دنیا نگریستند و چون دانستند،که اینجا برای هیچ زندهای جای ماندن نیست، آن را همچون دریایی ژرف پنداشتند و اعمال صالح را در آن، کشتیهای خود قرار دادند.»
و این گروه، در این طریق ، خود را به امیرالمؤمنین علی -عَزَّ عَزُّهُ- منسوب میدانند؛ چرا که او سرچشمهی حکمت و طلوعگاهِ انوار معرفت است. او در برخی از خطبههای خود، پس از سخنانی طولانی، سالک را اینگونه توصیف میکند: «او عقل خود را زنده کرد و نفسش را میراند، تا آنکه چیزهای درشتش ریز گشت و غلیظش لطیف شد؛ و برقی درخشان و پرتوده بر او تابید که راه را برایش آشکار کرد و او را در آن مسیر به پیش راند، و انوار، او را تا درگاه سلامت و سرای کرامت پیش راندند.»
ابن ابیالحدید در شرح نهجالبلاغه میگوید: «این سخنان مختص به صوفیه و اهل سلوک است؛ و همانا امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- حکیمِ حکیمان و عارفِ عارفان است و اگر او نبود، هیچکس از این طایفه هدایت نمییافت و نمیدانست چگونه وارد این مقام




