و ابوالعلاء معرّی در این باره چنین سروده است:
«هستی سه مرتبه دارد که از آنِ پادشاهی بلندمرتبه است: فرشته، انسان و موجودی غیر انسان. اگر جوانمرد کار نیکی انجام دهد، به نژاد فرشتگان که بهترین نژاد است، عروج میکند. و اگر همتِ او وی را فرود آورد، به جنس چهارپایان که بدترین جنس است، سقوط میکند.»
و مؤلف (که خداوند روحش را قدسی بدارد) گفته است:
«پس انسان، مرتبهی میانجی میان آن دو مرتبه (فرشتگی و حیوانی) و صورتی است که تضادها را در خود جمع کرده است. تمام آنچه در هستی است، به ضرورت برای نیاز او آفریده شده و پیامبران به خاطر او آمدند و شریعتها به دست او وضع شدند. او همان صراطی است که میان بهشت و دوزخ قرار دارد؛ و مرتبهی او، هم جایگاه عروج است و هم سقوط، هم رستگاری است و هم هلاکت.
پس اگر به نور عقل هدایت شود همانطور که پیشتر گفتیم و به فرمانهای او گردن نهد، تاریکیِ وابستگیهای غلیظ مادی اندکاندک از او زدوده میشود تا آنکه از کالبد مادیاش برهنه گشته و به موجودی روحانی و لطیف بدل شود؛ آنگاه با نیروی جوهرین خود به سوی جایگاه گوهر والای خویش جذب و صعود میکند. اما اگر تیرهبختی بر او چیره شود و نادانی بر او مستولی گردد و در بدیها فرو افتد، لطافتها




