و در نگاه هندوان: «روح انسان جاودانه است؛ رشد میکند و پس از گذار از هستیهای گوناگون و ماندگار شدن در کالبد اجسام مختلف، به سوی آفریدگارش بازمیگردد. روح در این کالبدها گزینش و کامل میشود و آنگاه با به کمال رساندن ویژگیهای عقلانی و اخلاقی، خدا را مییابد.» اما برای زندگی کلی، دو جنبهی متمایز وجود دارد: نخست «انحدار و فرود»، یعنی افتادن روح در بندِ ماده، و دوم «تعالی و ترقی»، یعنی گام برداشتنِ تدریجیِ روح در مسیرِ دگرگونیها تقمصات تا رسیدن به یگانگی الهی.
و از سخنان کریشنا -عَزَّ عَزُّهُ- : «همانا جسمی که روح در آن جای گرفته است، چیزی زوالپذیر است؛ اما روح از دیدهها پنهان، جاویدان و سنجشناپذیر است. و اما بهرهی او پس از مرگ، به رازِ تناسخ (دگرگشت) بستگی دارد؛ پس همانگونه که کرانههای بیابان با پرتو ستارگان گشوده و روشن میشود، همانطور هم رازهای پوشیدهی زندگی با نورِ این حقیقت آشکار میگردد، آنگاه که بدن با مرگ از هم فرو میپاشد. پس اگر حکمت و دانایی بر روح چیره شده باشد، به سوی آن سرزمینهای بَرین پرواز میکند که پرهیزکاران در آنجا عوالم بالا را مشاهده میکنند. اما اگر هوای نفس هنوز بر او فرمانروا باشد، ناگزیر است که دوباره در میان کسانی که به دلبستگیهای زمینی گرفتارند، فرود آید و زندگی زمینی را از سر گیرد. و هر نوزادی، چه خوشبخت باشد و چه بدبخت، چیزی نیست جز نتیجهی اعمالِ زندگیِ پیشینِ خود. پس بدانید روحى که خدا را یافته




