و از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است که گفت: «سایهی پیامبر ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) بر هیچ زمینی نمیافتاد و سایهای برای او دیده نمیشد؛ زیرا سایه از تاریکیِ مادیت (غلظت) پدید میآید. و با هیچکس همقدم نمیشد مگر آنکه در قامت از آنان بلندتر بود، حتی اگر آن شخص بلندقامت بود. و هیچ پرندهای بر فراز او پر نمیکشید. او پشت سرش را همانگونه میدید که پیش روی خود را، و به زبانهای بسیاری سخن میگفت و در خواب همانگونه میشنید که در بیداری میشنید. و چون بر زمین نرم میرفت، از قدمهای شریفش اثری باقی نمیماند، اما چون بر زمین سخت میرفت، اثر آن آشکار میشد.» و به اتفاق نظر آنان ، جبرئیل با صورت «دحیه بن خلیفه کلبی» وحی را بر پیامبر نازل میکرد. پس اگر از کسی که به صرف بشریت او باور دارد بپرسیم: «آیا او برتر است یا جبرئیل؟»، او نمیتواند برتری پیامبر را انکار کند. پس به او میگوییم: «اگر برای جبرئیل جایز است که به هر صورتی بخواهد درآید، و پیامبر از جبرئیل برتر و در مقام وسيله نزد خدا نزدیکتر است، پس چه دلیل است بر محال بودن اینکه او پیامبر برای شباهت با انسانها در آن صورت بشری درآید؟ و باید دانست که او از عالم عقل است و نه از عالم حس؛ چرا که عالم عقل شریفتر و لطیفتر است. پس چرا باید او را از این ویژگی شریف محروم دانست؟!»




