هستم، تو را خدایی جز من نباشد، برای خود صورت و تمثالی از هر آنچه در آسمان و هر آنچه در زمین است مساز، بر آنها سجده مکن و آنها را نپرست، چرا که من پروردگارِ تو، آن پیروزمندِ آمرزنده هستم.»
و از کتاب «الدین الاسلامی» نوشتهی سید محمد حسینی نجفی آمده که گفت: «همانا خداوند (جلّ شأنه) همواره در گذر روزگاران و هزاران دوران، و در میانه قرنها، برههای پس از برهه دیگر و فترتی پس از فترت دیگر، فرشتگان مقدسی را برای اصلاح بندگانش مبعوث میکند؛ ولیکن آنان در ظاهر، در کالبد بشری هستند؛ پس در میان مردم اقامت میکنند، در آفاق سیر میکنند و در بازارها راه میروند. آنان در راه این هدف (اصلاح) فداکاری میکنند و در این مسیر جانفشانی مینمایند و تمام غایات و تمایلات خود را در قربانگاهِ صلاحِ همگانی و نفعِ بشری فدا میکنند. سپس سبکبار از دنیا میروند، در حالی که بارِ اعمال صالح آنها سنگین، ترازویشان ستوده و تلاشها و آثارشان مقدس است.» و به اتفاق نظر بیشتر علما آنچه در شعر و نثر آوردهاند برای پیامبر ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) نه سایهای دیده میشد و نه فضولاتی ؛ و هر کس چنین باشد، دارای جسمی ترکیب شده از غلظت و مادیت نیست؛ چرا که جسم مادی ناگزیر سایه دارد و بدون غذا پایدار نمیماند، و کسی که غذا میخورد، از دفع فضولات ناگزیر است.




