جانشین اوست؛ چرا که از همان عنصری متولد شده که او از آن بود. از همین روست که گفته میشود او همان است.
و هرگاه "قبهای" برپا شود، از خودپسندی و تکبر، شخصی متولد میشود که در برابر آن "قبه" میایستد و با تکبر و سرکشیاش، راهِ پیشینیان خود را میرود؛ پس گفته میشود که او همان ابلیس است. اما هیچ "ضدّی" در برابر هیچ "قبهای" برنمیخیزد مگر از شدتِ خودپسندیِ اهلِ آن و تکبر ورزیدنشان بر مقامات؛ و ابلیسِ آنان، از خودِ مزاج (طبع) آنان است.»؛ این سخنی بود که ایشان بر زبان راندند، قدس الله سره.
ابوالحسین احمد بن جبله غسانی در کتاب «مسائل» خود آورده است که امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- در کتاب «الاشباح و الاظله» فرمود: «همانا ابلیس، همان جهل (نادانی) است؛ و نادانی، شک، سرگردانی، گناه و ستم از او آفریده شدهاند، زیرا او به خود ستم کرد. پس او در حقیقتِ خویش، هیچ بهرهای از نور و دانش ندارد، بلکه سراسر تاریکی است؛ نه از ظلمت و انکار و ستیزهجویی و کفر خارج میشود، و نه هرگز تا ابدالآباد و همیشهی روزگار، به سوی حق باز میگردد یا فرمان میبرد.»
و «عالم» -عَزَّ عَزُّهُ- در کتاب «الأسس» ، هنگامی که دربارهی ابلیس سؤال شد که: «آیا او ظاهر است یا باطن؟»، فرمود: «او در افعال (کارهای) خود ظاهر،




