دست یابد و شایستهی اطمینان گردد. از لغزش ایمن میشود و در جامه نورانی به کمال میرسد. به صفات فرشتگان متصف گشته و همچون فرمانروایانِ ملکوتی رفتار میکند. او چهار پرنده نفسانی را سر میبرد و سپس آنها را میخواند و آنها شتابان به سویش میآیند. او بر جهان، اشرافی بدونِ توهم مییابد. اینها راههای روشن و دلایل آشکار است؛ پس از ضدّ آنها بپرهیز تا به سعادت ابدی برسی و به زندگی حقیقی دست یابی.»
و شیخ حاتم در کتابش گفته است: «نفس مادامی که در کالبدش قرار دارد، برپادارنده و حامل آن است و همچون خودِ آن کالبد، متعین و مشخص است؛ اما هنگام جدایی از بدن، اعمال بد او همچون تیرگیِ غلیظی مانند نقش بر سنگ در او باقی میماند؛ چنانکه خداوند متعال میفرماید: "و کارنامهی هر انسانی را به گردنش آویختیم."»1
و شیخ حسین احمد در رسالهی «دانیة القطوف» گفته است: «ارواح هرگاه از بدنها جدا شوند، دیگر هیچچیز مانع و حجاب آنها نمیشود؛ آنها لطیف و نورانی هستند و گاه آنچه را پشت دیوار است نیز میدانند.»
و شیخ محمود در رسالهاش آورده است که آن عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «و نَفْسِ انسان، نفیسترین (ارزشمندترین) چیزی است که در اوست؛ انتظامبخشِ وجود او، تدبیرکنندهی حرکات او و گردآورندهی ابزارهای (تواناییها و




