و مصنوع (آفریده) تمایز قائل نشود؟ چرا که پندار یکی دانستن اینها موجب فساد دین و ویرانی ایمان و رویگردانی از حق است؛ و هر کس چیزی را که علمی در آن ندارد به غلط پنداشته و به دلیل جهالتش دچار لغزش شود، به خشم خدا دچار گشته و به او شرک ورزیده است و لغزش او جهل اوست و همین برای او گناهی آشکار و کافی است.»
و شیخ احمد علی حسن در رسالهی خود به نام «الریاحین» آورده است که: شیخ حسین احمد در رسالهی «جادة النجاح»، در مسئلهی ششم دربارهی معنای روح و بدن گفته است: «روح، موجودی لطیف و پنهان، و گوهری اصیل است که در ذاتِ خود بساطت دارد (مرکب نیست) و در همهی حالاتش زنده است؛ جز آنکه در بندِ ادراک نظری (اندیشهی استدلالی) نمیگنجد و ممکن نیست دیده شود یا وجود یابد، مگر در یک جسم.»
و حمزة بن شعبه در کتاب «حجة العارف» گفته است: «و من میگویم ارواحی که بدنهای جانداران را تدبیر میکنند، بسیط هستند نه مرکب؛ و دلیل بر این مطلب آن است که بدنها برای روح همچون ابزار هستند و روح با آنها متحد میشود، اما اتحادی بدون آمیختگی مادی. همانگونه که آتش با فتیله متحد میشود؛ به واسطهی آن روشنایی میدهد اما با جِرمِ آن نمیآمیزد. پس همانطور که ممکن نیست آتش پدیدار شود مگر در




