مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

الـعـسـل فـی مـعـرفـه الازل - سلمان طاهر عبد الرحمن

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 117 من 345

و به جانم سوگند که نفس پس از جدایی از بدن، متکثر باقی می‌ماند؛ زیرا هر یک از این نفوس به واسطه اختلافِ ماده‌هایی که در آن‌ها بوده‌اند، تفاوتِ زمان‌های پدید آمدنشان و تفاوتِ هیئت‌ها و ملکاتی که هنگام اتصال به بدن کسب کرده‌اند، به ذاتی منفرد و متمایز تبدیل شده‌اند. پس نفس هم‌زمان با پدید آمدنِ بدن حادث می‌شود و از حیث نوع، مانند دیگر فصل‌های ذاتی، تمایز می‌یابد و پس از جدایی از بدن نیز به سبب عوارض مشخصی که برایش ایجاد شده (و پیش از اتصال به بدن وجود نداشتند)، به صورت فردی و متمایز باقی می‌ماند.

و ابن مكزون (در اشعار خود) گفته است:

«با طلوع خورشید عشق پس از غروبش... در دیده‌ی من و به رأی من، تناسخ درست و ثابت گشت.»

شارح، شیخ سلیمان احمد، در این باره می‌گوید: «مَشرق» همان طلوع خورشید و جایگاه آن است (مصدر میمی به معنای شروق)، و «غروب» به معنای ناپدید شدن است. «تناسخ» نیز انتقال نفس ناطقه از بدنی به بدن دیگر است. منظور شاعر از «بِعَینی» (در دیده‌ی من)، یعنی به حسبِ نگریستنِ چشم و نگاهِ ظاهری، نه بر حسب حقیقتِ مطلق. و عبارت «لِمشرقٍ» شاید درستش «بِمشرقٍ» باشد؛ یعنی با درخششِ خورشیدِ عشق در افقِ آشکار از کرانه‌ی وادی ایمن، پس از آنکه در چشمِ تیره (غروب) از دیدِ

الصفحة 117 من 345