و سید ابوسعید در کتاب «المعارف» گفته است: «در انسان ۳۶۰ شخص، گویا و خاموش وجود دارد که با سخنی واحد و معدنی یکسان، از هم جدا شده و دوباره گرد هم میآیند.»
و امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- در رسالهی «مفضلیه» فرمود: «ای مفضل، بدان که اگر روح نبود، انسان نه میآمد و نه میرفت (هیچ جنبش و حرکتی نداشت)؛ پس گِل، صورتِ اوست و استخوانها در پیکرش به منزلهی درختان در زمین هستند. خون در بدن انسان همچون آب در زمین است و همانگونه که زمین را بدون آب پایداری نیست، پیکر انسان را نیز جز با خون ثباتی نباشد. و مویی که بر اندام اوست، به سانِ گیاهانی است که بر روی زمین میروید؛ و مغزِ استخوان، چربی و عصارهی (کفِ) خون است.»
و آن عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «مؤمنان، انواری هستند که در تاریکی دنیا درآمیختهاند، مگر آن کس که خداوند متعال او را در پناه و عصمت خویش گرفته باشد؛ و کافر در کنار مؤمن، هیچ عصمت و ایمنی ندارد.»
مؤلف گفت: در حدیث آمده است: «همانا برای خداوند هفتاد حجاب از نور و ظلمت است؛ که اگر آنها را کنار زند، پرتوهای عظمتِ وجه او، هر آنچه را که چشمش (اشاره به علم و احاطه الهی) بر آن میافتد، خواهد سوخت.»




