و هرگاه اندامی از این اندامها یا مفصلی از این مفصلها در انسان کم شود (از بین رود)، این به دلیل علتی است که از سوی آن شخص وارد شده است؛ یا به سبب کفر به او یا انکارش پناه میبریم به خدا و یا به دلیل نقص در شناخت او. خداوند ما را از چنین حالتی رها گرداند.»
و به همین سبب، آن عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «آن کس از شما که خود را بهتر بشناسد، پروردگارش را بهتر شناخته است، و آن کس که نسبت به خود نادانتر باشد، نسبت به پروردگارش نادانترین است.»
ابن مکزون در رسالهی «تزکیة النفس» آورده است: «حواس پنجگانهی ظاهریِ سر که عبارتاند از: شنوایی، بینایی، بویایی، چشایی و بساط؛ همانگونه که اینها جهانِ محسوسات را به نفوس میشناسانند، "اشخاص عقل" نیز در تجلیشان به سوی جهان معقولات، همین بهره را به نفوس میرسانند. و مادهی این شناخت از حواس باطنی است که با آنها امور غیبی مشاهده میشود و ممکنات و محالات به وسیلهی آنها تصور میگردند؛ و اینها عبارتاند از: نیروی تخیل، تفکر، تذکر، حافظه و عقل. و خداوند فرمود: "و در زمین نشانههایی برای متفکران است و در خود شماست، آیا نمیبینید؟"»1




