جلالالدین صوفی در کتاب «تقویم الأسماء» گفته است: «اگر کسی از ما بپرسد: "این نامها چیستند، چه ویژگیای دارند و فایدهی ذکر آنها چیست؟"، به او میگوییم: "این نامها نسبت به "صورت کلی"، همچون نیروهایی هستند که در اندامها و اعضایِ متحرک و فاعلِ "صورت جزئی" (بدن انسان) قرار دارند." اما دربارهی ویژگیشان: هر صورتی نگهدارندهی نظمِ گونهای از آفریدگان است؛ و آفریدگان، خود صورتهایی هستند برای آن "صورتِ گویا" که از حق سخن میگوید و از او خبر میدهد و روحِ آن آفریده نیز از اوست. با این بیان روشن شد که تمام صورتهای حسی که در جهان عیان و در ظرف زمان مشاهده میشوند، صورتهایی برای آن صورتهای عقلانی (مجرد) هستند.»
و جلالالدین صوفی به نقل از برخی حکیمان الهی روایت میکند: «همانا امور حسی، گذرگاههایی به سوی امور عقلانی هستند و جهانِ آشکار (عالم شهادت)، نمادی برای جهان غیب است. پس هر آنچه در عالم ملکوت است و از جهان شهادت پنهان مانده، ما آن را درک نمیکنیم و به دانش آن نمیرسیم مگر به واسطهی مثالی در این جهانی که آن را مشاهده و درک میکنیم. در این صورت، به لطفِ پروردگار که قدرتش والا باد، معانیِ آنچه غایب است را به واسطهی آنچه حاضر است میشناسیم. اگر چنین نبود، ما هرگز آن رازها را نمیفهمیدیم و آن انوار را درک نمیکردیم. و این طبیعتهای چهارگانه (گرما، سرما، خشکی و رطوبت) بر اساس آن الگو و چشمهی کلی و گوهر




