و پیشتر در این کتابمان گفته شد که ما معجزاتی را که به واسطهیِ آنها، او را به سحر و کهانت نسبت دادند ذکر خواهیم کرد و فایدهیِ این کار را بیان میکنیم؛ پس از جملهی آنهاست:
آنچه در کتاب «الصراط» آمده است: با روایتِ مشایخِ موردِ اعتماد که اهلِ علم و عبادتاند، به صورتِ مرفوع با اسناد به مفضّل بن عمر ( -مِنْهُ السَّلَامُ- ) که آن را از مولا صادق ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) شنیده است.
مولا صادق، جعفر بن محمد ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) فرمود: «بدان ای مفضل، از زمانِ ظهور آدم تا ظهورِ محمد، هیچ مقامی (حجتی) برای خدا برپا نشد مگر آنکه این عالَم (مردمِ دنیا) او را ساحر و کاهن خطاب کردند.»
پس این همان سخنِ فرشتگان بود آنگاه که به گمانِ آنان مردم گفتند در حالی که فرشتگان چنین نگفتند، بلکه این تحریف و تبدیلی در کتاب است و آن سخنِ خداوند تعالی است: ﴿آیا در آن کسی را قرار میدهی که فساد کند و خونها بریزد؟﴾1؛ که مقصودشان از این سخن، همان سحر و کهانت بود.
و همچنین در حالِ قابیل بود: که به هابیل گفت: «تو جادوگری؛ آتش را جادو کردی تا قربانیات را سوزاند و در کام کشید و به قربانیِ من گذر نکرد.» پس به خاطرِ این پندارِ سحر، بر او رشک برد و او را کشت.
و همچنین شیث و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد نیز چنین بودند...




