و اگر آگاهیِ من از سرورانِ مؤمن (که خداوند همگیِ آنان را به طاعتِ خویش توفیق دهد) نبود که هرگاه برایِ مذاکره و گفتگویِ دلپذیر (مفاکهه) در مجالسِ توحید گردِ هم میآیند، ناگزیر از کتابی نفیس هستند که دربردارندهیِ اخبار و آثار و فنونی از ژرفایِ علمِ پنهان و رازِ اندوخته باشد شاید این مطالب را گرد نمیآوردم.
پس در این کتاب، تمامِ آنچه را که خردمندان به آن نیازمندند گرد آوردم، به ویژه در این باب؛ چرا که نابترینِ نابها (مغزِ مغزها / لبّ اللباب) را در آن گنجاندم. و خداوند به کرمِ خویش توفیقدهندهیِ به راهِ صواب است.
و من از پروردگارِ پروردگاران امید دارم که کسی که از این مطالب ملول میشود در آن ننگرد، و آن را نشنود مگر کسی که در پیشگاهِ خداوند به آن باور دارد و آن را بزرگ میشمارد؛ چرا که من توحید را با تجریدِ کامل و خالص در آن به ودیعه نهادهام و آن را هدیهای قرار دادم برای هر مؤمنِ استوار، توفیقیافته و راهشناس (رشید)، و هر جویندهیِ بهرهمند.
و اگر نبود آنچه پیشتر از آن سخن گفتم دربارهیِ نیازِ مؤمنان به کتابی که با آن با یکدیگر مذاکره کنند، و اخباری که با شنیدنش شاداب شوند، و شواهدی که یقین را نیرومند میسازد و هر صاحبِ خردِ استواری از شنیدنش آرامش مییابد قطعاً همانچه پیشتر ذکر شد بسنده میکرد و از طولانی کردنِ سخن با بیانِ معجزاتی (آیاتی) که آنها را به جادو و کهانت نسبت دادند، ما را بینیاز میساخت.




