پس بزرگ و منزه است آن مولایِ والایِ توانایِ اول و آخر، و پنهان و آشکار، و گیرنده و گُسترنده (قابض و ناشر)؛ و او از این پندارها و اوصافِ بشری بس بلندمرتبه و برتر است.
پس تأمل کن ای سرورِ ادیب و فاضلِ خردمند، در گواهیِ سرورمان رسول ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) و تصریحِ او بر «معنویت» (مقامِ معنا بودنِ) سرورمان امیرالنحل ( -عَزَّ عَزُّهُ- ).
و در تمامِ آنچه به آن اشاره کرد و از قرآن عظیم بر مولای خویش دلالت آورد؛ تا به ما بشناساند که هر اشاره و گواهی در قرآنِ حکیم دربارهیِ توحیدِ خدای تعالی، مقصود از آن، امیرالنحل ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) میباشد. پس کدام بیان، روشنتر و بزرگتر و پردهبردارتر است، و کدام گواه، الزامآورتر و استوارتر از گواهِ قرآن با تأویلِ جنابِ رسول ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) است؟ و کدام گواه محکمتر از دلالتِ او بر مولایش «عین» علی، مبنی بر اینکه او غایتِ وی و «معنا»یِ اوست، و اینکه او همان معبودِ الهی، و ظاهرِ موجود است؟
پس بزرگ و منزه است آنکه به هر چه بخواهد و برایِ هر که بخواهد آشکار میشود؛ خدایی جز او نیست، بر او توکل کردم و به سویِ او بازمىگردم.
و اما دربارهیِ شواهدِ موجود در کتابهایِ چهارگانه یعنی زبور، تورات، انجیل و قرآنِ عظیم آنها بیش از آناند که در یک کتاب به شمارش آیند، و آنها کلامِ «اسم» هستند. و همچنین گواهیِ «معنا» بر خویشتن در ظهورات و تجلیاتش، به گونهای است که هیچکس از بشر نمیتواند به شمارش و احاطهیِ بر آن دست یابد. و ما از این میان، تنها مقداری را میآوریم که خواننده و شنونده از آن خسته و ملول نشود.




