و بر ما پوشیده نیست آنچه را که برای اهلِ مزاج و درآمیختگانِ با تاریکی (اهل ماده) شبیهسازی میکنیم و جلوه میدهیم؛ تا آنجا که آنان صد هزار شخص از ما را در یک زمان مییابند، اما گواهی میدهند که او یکی است و در عدد، دوگانه نمیشود (تعدد نمیپذیرد)؛ و این به فراخورِ فضلی است که بر دوشِ آنان نهادهایم و پذیرشی است که به آنان اختصاص دادهایم. و این حقیقتِ ما را کسی که درد میکشد، میگریزد، مینوشد و طعام میخورد کنایه از انسانِ مادی و اسیر جسم درنمییابد، بلکه کسی مییابد که استوار گشته و خالصانه قصدِ ما را کرده و در نزدِ ما بزرگ شده است.
و اما غیرِ آنان ای حبابه: پس نگونبخت (شقی) ما را تنها با وصف درمییابد، و بر ضعفِ ما گواهی میدهد ما را ضعیف میپندارد، و ما را به کامِ مرگ میسپارد (مرگپذیر میداند)، و آنچه را قدرش بزرگ است از ما کوچک میشمارد. و ما چیزی را بر او وارد میکنیم (نشانش میدهیم) که او را مبهوت میسازد و قدر و خطرِ (عظمت) آن بزرگ است؛ پس گواهی میدهد که این قدرت و اندازه از آنِ پروردگار است، اما فاعلِ آن شخصی از میانِ بشر است! پس با این کار گمان میبرد که خدا را شریکی است، چرا که مقدوری را در فعلِ قادر، و مخلوقی را در آفرینشِ خالق شریک گردانیده است. پس آنان در سرگردانیِ خویش سرگشته و نابیناترند. آیا فهمیدی ای حبابه و علمِ این را فرا گرفتی؟»
حبابه عرض کرد: «آری ای سرورِ من؛ حبابه به سببِ هدایتِ تو به سویِ شناختت و درکِ حقیقتِ ذاتت، بینیاز گشت؛ پس او را پس از هدایتش گمراه مساز، و در دینش به واسطهی دنیایش او را در فتنه (آزمایش سخت) میفکن.»




