پس میگوییم و توفیق تنها از خداست : بلکه این خطابِ آگاهشونده (مُنَبَّأ)، زید بن حارثه است. و بیهیچ اختلافی، همانا اهلِ عالَمِ ملکوت، آن معنایِ قدیم و خدایِ بلندمرتبه و بزرگ را میبینند، به اندازهیِ جایگاههایِ نورانی و توانِ جوهریشان، و به توانمندی که او به آنان داده است؛ و این رؤیت بر حسبِ نیرویِ افاضهشده، از فیضِ الهی و رازِ معنوی برآنان ارزانی شده است.
پس به او از جایگاهِ خود و بر اساسِ ساختارِ (شاکلهیِ) وجودیِ خویش مینگرند، و او (که بزرگ و والاست) از آن جهت که سزاوارِ ذاتِ خویش است آشکار میگردد؛ همانگونه که با عدل و ظهورِ خویش، عالَمِ نور را فراگرفت، مقتضای عدل و لطفش است که با ظهوری در عالَمی جسمانی نیز جلوهگر شود.
و اگر امر بر آنگونه بود که آن معترض تأویل (توجیه) میکند، هرگز قرآن به ما نمیرسید و تلاوتِ آن با زبانها و دستهایِ ما تماس نمییافت، و قرآن تنها در دستِ کسانی بود که او را مشاهده کردهاند، و از کسانی که آفریدگارِ خود را ندیدهاند پنهان (محجوب) میماند، و رسیدنش به ما هیچ سودی نداشت و هیچ بهرهای برایمان به همراه نمیآورد.
و قرآن همان سرور، «اسمِ اعظم» و حجابِ والاتر و گرامیتر است، و آیاتِ آن، همان ظهورهایِ (تجلیاتِ) او در هر کَور (زمانهیِ بزرگتر)، دَور (زمانهیِ کوچکتر)، قُبّه (خیمهگاه زمان) و ملّت (آیین) است.




