علی -عَزَّ عَزُّهُ- به مقامِ معنویت (الوهیت) خویش تصریح میکند
و جز خدایِ ازلی و بلندمرتبهای که نه زوال میپذیرد و نه دگرگون میشود، کسی آشکارا با «نونِ عظمت» (أنا و إنا) جز سرورمان امیرالنحل ( -عَزَّ عَزُّهُ- )، به گونهای گویا، تبیینگر، فاش و صریح، لب به سخن نگشود. از آن جمله است:
آنچه در «خطبهیِ معروف به کاشفه» (که به آن «تطنجیه» نیز گفته میشود) به هنگامِ بازگشت به کوفه پس از فراغت از نبرد با خوارج، بیان فرمود:
«من هستیبخشِ فطرت (آفرینش) و مقدرکنندهیِ هلالهایِ ماهم؛ من آن ابدی هستم که هرگز نابود نمیشوم، پیشوایِ استوار و آن یگانهیِ دلاور، آغازگر و بازگرداننده، و انجامدهندهیِ هر آنچه اراده کنم؛ بسیجکنندهیِ سپاهیان، صاحبِ ورودگاهها و بالابرندهیِ پلههایِ صعود؛ نزدیککنندهیِ دور، و غایتِ نهاییِ بیمرز؛ آشکارِ موجود و پنهانِ بیابهام...»
تا آنجا که (عزت والا) فرمود:
«منم برانگیزندهیِ آنان که در گورهایند و آشکارکننده و نتیجه دهندهیِ آنچه در سینههاست؛ صاحبِ زبور و خداوندگارِ طور و نور و کتابِ نگاشتهشده در طوماری گشوده هستم؛ من چشمهیِ حیات، کانون و پذیرای نماز، جایگاهِ زکات و عذابدهندهیِ سرکشانم؛ هیچ دانشی از حیطهیِ من فراتر نمیرود و هیچ حکمی از من پنهان نمیماند؛ هیچ گمانی در من راه نمییابد و هیچ دشمنی توانِ مجادله با مرا ندارد؛ تمامیِ آدمیان از اولین تا آخرین بر حقانیتِ من گواهی دادهاند.»




