مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

کتاب هـدایه المسـترشـد و سـراج المـوحـد - ابی صالح الدیلمی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 35 من 282

و عمرو بن عاص در پایینِ تخت نشسته است. پس نگاهم را بر او تیز کردم و در دل گفتم: «وای بر من از علی بن ابی‌طالب، اگر به او گفته شود که من در حضورِ معاویه بوده‌ام!»

هنوز از این اندیشه فارغ نشده بودم (جزع و بی‌تابی‌ام تمام نشده بود) که به آن قوم نگریستم؛ در حالی که بر پشتِ اسب‌هایشان ایستاده و شمشیرهایشان بر گردن‌هایشان بود و نمی‌دانستم از کجا وارد شده‌اند. با خود گفتم: «به خدا سوگند، معاویه کشته شد و علی بن ابی‌طالب از دست او، و مؤمنان از جنگ آسوده گشتند؛ نزد معاویه هیچ‌کس نیست که از او دفاع کند.»

من در انتظارِ فرود آمدنِ شمشیر بر او بودم که ناگاه چشم گرداندم و علی بن ابی‌طالب ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) را دیدم که در کنارِ آن قوم ایستاده و آنان پیرامونش را گرفته‌اند. گفتم: «و این هم امیرالمؤمنین!»

پس او با تمامِ صدا مرا ندا داد: «ای عمار، به من نزدیک شو.» پس خود را با آن قوم درآمیختم و گفتم: «سپاس خدای را که من هم در زمره‌یِ کسانی هستم که بر معاویه ضربت می‌زنند.»

پس به من فرمود: «آرام باش ای عمار (بر جای خود بمان).»

در همین حال بودم که معاویه رو به عمرو بن عاص کرد و به او گفت: «همانا قاصد (برید) امروز نزد ما آمد و گفت: علی بن ابی‌طالب در فلان روز از کوفه حرکت کرده است، و تا به امروز فلان مقدار زمان گذشته، پس مسافتِ پیموده‌شده‌اش او را به

الصفحة 35 من 282