داشت گواه بر آنان و سرپرستِ امورشان بود. پس آنگاه که «معنا»یش او را برگرفت و مولایش او را به سویِ خویش بالا برد: همان «معنا»یش که وصیِ اوست، مراقبِ بر آنان و سرپرستِ امورشان گشت.
و اشارهیِ او به پروردگاری نادیدنی و غایب از چشم نبود، بلکه اشاره به حقیقتی بود که در میانِ آنان و به مانندِ خودشان آشکار بود. و مسیح برای خویشتن به اینکه بر آنان گواه است شهادت نداد، مگر «تا زمانی که در میانِ آنان بود».
و چون ثابت شد که سیدِ ما مسیح -عَزَّ عَزُّهُ- بر امتی که در میانشان بهطور آشکار و دیدنی حضور داشت گواه بود؛ و او همان «شمعونِ صفا» است، و او در نزدِ عارفان، همان مولایِ ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- میباشد.
و فرمودهیِ خداوند متعال در سورهیِ انعام: ﴿و اگر ببینی آنگاه که در برابرِ پروردگارشان بازداشته میشوند؛ خداوند میفرماید: آیا این حق نیست؟ میگویند: آری، سوگند به پروردگارمان! میفرماید: پس به سزایِ آنکه کفر میورزیدید، عذاب را بچشید﴾1.
و آن «پروردگارمان» (ربّنا) که با آنان سخن میگوید: همان سیدِ ما «میم» محمد -عَزَّ عَزُّهُ- میباشد. و این گفتگو در «روزِ پردهبرداری» (یوم الکَشف) است؛ آنگاه که عوالم بر «معنا»یِ معبودِ آشکار و موجود عرضه میگردند. همان حقیقتی که هر کس از میانِ تمامیِ امتها، طوایف، و همنشینان در کورها (أکوار)، دورهها (أدوار)، قرنها (أحقاب) و عصرها او را دیده، وی را شناخته است.




