عیسی گفت: منزّهی تو! مرا نزیبد که چیزی را بگویم که حقِ من نیست. اگر آن را گفته بودم، بیگمان تو آن را میدانستی. تو آنچه را در درونِ من است میدانی، و من آنچه را در ذاتِ توست نمیدانم؛ بیگمان تویی که دانایِ رازهایِ نهانی. من به آنان چیزی نگفتم جز آنچه تو مرا بدان فرمان دادی، که: خداوند، پروردگارِ من و پروردگارِ خود را بپرستید. و تا زمانی که در میانِ آنان بودم، بر آنان گواه بودم؛ پس چون مرا برگرفتی (به سوی خود بردی)، تو خود بر آنان مراقب (نگهبان) بودی، و تو بر هر چیزی گواهی﴾1.
و بیهیچ اختلافی در میانِ تمامیِ مردم، همانا «شمعونِ صفا» (پطرس) وصیِ عیسی بود؛ و این ایجاب میکند که وصی پس از پیامبری که وی وصیِ اوست، باقی بماند و جانشینِ (خلیفهیِ) پس از او باشد. و این قاعده در تمامیِ ظهورات در امرِ امامت و وصایت امری مشهور است. و بیگمان هر که را عقل و خِردی باشد بهخوبی دانسته است که «شمعون صفا»، همان کسی است که سیدِ ما مسیح که عزتش بلند باد به او اشاره کرده است که از زمانِ عروج (وفاتِ) او، وی شمعون مراقب و نگهبانِ بر آنان بوده، و اوست که بر هر چیزی گواه است.
و دلیلِ قاطع بر اینکه اشارهیِ سیدِ ما مسیح -عَزَّ عَزُّهُ- به وصیِ خویش «شمعون» بوده است، این سخنِ مسیح است: ﴿و تا زمانی که در میانِ آنان بودم، بر آنان گواه بودم﴾2؛ که این اشارهای از او به خویشتن است، بدین معنا که او تا وقتی در میانشان حضور




