سپس آن ذاتِ پرشکوه نام، کلام را از سر گرفت و فرمود: ﴿آنان به جایِ او، جز مادینگانی بتهایِ بیجان را نمیخوانند، و جز شیطانی سرکش را نمیپرستند﴾ 1که لعنتِ خدا بر او باد.
پس در معنایِ این فرمودهاش تدبر کن: مقصود از «مادینگان» (اناث) و «شیطان»، همان اشخاصِ اول، دوم و سوم هستند؛ و «شیطان» به ذاتِ خویش، همان فردِ دوم است که لعنتِ خدا بر او باد.
پس آیا خوانندهای (دعوتکنندهای) بود که آنان را بخواند و به جایِ خداوند، پروردگارِ جهانیان، به امامتِ این گروهِ نکوهیده اقتدا کند؟ و این کاری است که پس از ظهورِ اسلام هیچکس آن را انجام نداد و نگفت؛ و هیچکس این سخن را نگفت مگر در روزگارِ جاهلیت و کسانی که در ظاهر و باطن بر آن آیینِ جاهلی پابرجا مانده بودند، و اما کسانی که به جایِ مولایِ ما امیرالمؤمنین که عزتش بلند باد، به امامتِ آنان غاصبان قائل هستند: پس برای هیچکس جایز نیست که از آنان نقل کند؛ و آنان خود نیز اعتراف نمیکنند که به امامتِ خویش قائلند و خود را پروردگار (ارباب) گرفتهاند، بلکه این شیاطین و پیروانشان بودند که به امامتِ آنان قائل شدند و دربارهیِ آنان چیزهایی را ادعا کردند، به جایِ آنکه این مقام را برای مولایِ ما امیرالمؤمنین که والاست بدانند. پس خداوند در این باره قرآنی (آیهای) نازل فرمود، و آن فرمودهیِ




