و خانه (کعبه) را از وجودشان پاک کرد و آن را مهیا ساخت.
سپس از دوشِ او گام برداشت (پایین آمد)، در حالی که آن کعبه را بازگردانده بود؛
به همان حالتِ آغازینش. ای خردمندِ فهیم! ما او را میپرستیم.
بهراستی که جز او کسی را نمیپرستم؛ همانا من
از گروهِ لئیمان و پَستانی که او را انکار میکنند، بیزارم.
در پرتوِ حُسنِ اقرار و تثبیتِ من نسبت به او، مرا پناه میدهد؛
از گرمایِ آتشی افروخته و درهمبسته (آتش دوزخ).
«حسن» نامِ شاعر/نویسنده به واسطهیِ او به حقیقت و یقین رسیده است؛
و لعنتکننده است بر هر دروغگویِ سنگدلی (عُتُلّ) که او را انکار میکند.
و همانا من بیزارم از آن کس که گِرد آورد؛
مال و ثروتی را و به شمارشِ آن پرداخت، به پندارِ اینکه او را جاودانه میسازد.
در حالی که در این ابیات، با آن امیرِ برگزیده (وزیر ابن عبّاد) همگامی و همترازی میکنم؛
آنگاه که در سرودهاش، در مقامِ یگانهدانِ او (موحّد) جلوهگر شد.
و در اثباتِ حقانیتِ خویش، از «اَنزَع» (حقیقت علی) سخن گفت؛
در حالی که او را قانونگذار، منزه و مجرد (پیرایسته از هر نقصی) میدانست. آنجا که گفت:
"به من گفتند: در وصفِ علیِ مرتضی بگو؛




