بیگمان در آنجا آتشی برافروخته شده است.
و اندکی از فضلِ صاحبانِ فضیلت، بر فضلِ آنان نزد تو گواهی میدهد. و اما در این قطعهیِ دوم: دو بیت وجود دارد که چهبسا معنایشان پوشیده و مشتبهکننده باشد؛ و ما بیانِ آنها و مقصودِ این موحد را از آن دو بیت روشن میسازیم. پس میگوییم و توفیق از جانبِ خداست؛ او گفت:
او همان راه به سوی خداوندِ بزرگ است؛ همانگونه که؛
«حسین بن حمدان» خُصَیبی، در راهِ میانه و درست بود.
و مقصودِ او از این سخن، «جَلّی» خدا از او خشنود باشد است؛ زیرا او پس از استادش خصیبی، پیشوایِ این گروهِ رستگار (طایفهیِ ناجیه) است. و بیهیچ اختلافی، مؤمنانی که در معرفت به کمال رسیدهاند، در آن هنگام خود راهی روشن برای هر مؤمنِ راهیافتهای هستند.
و اما در بیتِ دوم که گفت: «وَنُورُ هَذَا وَهَذَا لَا زُوَالَ لَهُ» (و نورِ این و آن را هیچ زوالی نیست).
پس این مصراع، دو تفسیر (قول) را برمیتابد: نخست اینکه، مقصود او از گفتنِ «این و آن»، جلیّ و استادش خصیبی است، و مقصودش از اینکه گفت «هیچ زوالی ندارد»، دانشِ آن دو نفر است که از سویِ موالیکه عزتشان بلند باد آوردهاند، و آن دانشی است که هرگز زوال نمیپذیرد.




