و سخن در بابِ او پنهان و رازآلود است.
و «میم» محمد یک «اسم» است، و معنایش؛
اگر دریابی «علی» است.
پس هر که از رویِ شک از این حقیقت درگذرد؛
همانا او کوردل و گمراه است.
و برای او ابوالحسن رائق غسّانی رضی الله عنه قطعاتِ بسیار و قصایدِ پرطنین و رسایی است که اگر همهیِ آنها را بهطورِ کامل میآوردیم، خود بهتنهایی کتاب و دیوانی میشد؛ و ما از آنچه پیشتر یادآور شدیم یعنی ذکرِ تمامیِ آنچه از فضلِ اهل توحید به ما رسیده است برای پرهیز از طولانی شدن کتاب چشمپوشی کردیم.
و بیگمان، امیرِ شریفِ پاکنژاد و اصیل، ابوالفتح محمد ملقب به «عِصمَةُ الدَّولَه»، مردی زاهد، عابد، پارسا و شبزندهدار بود. او در بابِ توحید آثارِ بسیاری تألیف کرد و دارایِ بیان (نَفَس) شیرینی بود. از جملهیِ تألیفاتِ او، رسالهای است که به «مَنهَجُ العِلمِ وَ البَیانِ وَ نُزهَةُ السَّمعِ وَ العَیان» معروف است، و این رساله نزدِ ما در منطقهیِ «ساحل» و «جَبَل» مشهور بوده و به «مِصریّه» و همچنین به «عِصمیّه» شناخته میشود.
پدرش، امیر «مُعِزّ الدَّولَه»، مردی فاضل و فیلسوفی چیرهدست بود که کتابِ «جَفر» را در اختیار داشت؛ و از آن کتاب، امورِ باشکوه و دانشهایِ مهم و بزرگی را آشکار ساخت. و بسیاری از دانشهایِ پنهان (مُغَیَّبات) این عالَم را نمایان نمود و تمامیِ آنها را از کتابِ «جفر» استخراج کرد. و او همان کسی است که «قاهره» را بنا نهاد و تا پایانِ




