را نورانی سازد، و گناهانِ گذشته و تازهاش را بیامرزد، و نیز تمامیِ مؤمنان را، که همانا او مهربانترینِ مهربانان است.
و از جملهیِ موحدان، امیرِ بزرگ، کارگزارِ دانشمند، زینتِ موحدان و افتخارِ عالمانِ عارف: «ابوالحسن رائق بن خِضر غَسّانی» است. او از کسانی بود که بر «طَبَریّه»، «طرابلس» و نواحی و مناطقِ پیرامونِ آنها فرمانروایی داشت. پس از او، فرزندش محمد بن رائق در زمانِ امیر «سیفالدوله علی بن عبدالله بن حمدان»، حاکمِ حلب، بر آن دیار فرمانروایی یافت.
و در روزگارِ او، «بدر بن عمّار» از سوی محمدِ یادشده (یعنی محمد بن رائق)، والیِ «صور» و «صیدا» بود. و «حسین بن اسحاق تنوخی» در آن روزگار حاکمِ «لاذقیه» بود. و «ابوالعشائر» از طایفهی بنیحمدانِ عَدَوی تَغلِبی بود، و از بنیحمدانِ خُصَیبی پیروانِ خصیبی به شمار میرفت.
و خصیبی نامهای (رُقعهای) دربردارندهیِ این ابیات به ابوالعشائرِ یادشده نوشته بود، و او ابوالعشائر از مؤمنانِ جلیلالقدر در دین و دنیا بود. و همچنین «تَغلِب بن داوود» از طایفهیِ تغلبِ عدویه، که او نیز از بزرگانِ صدرنشین و امیری مشغول به خدمت در دین و دنیا بود که خداوند از آنان خشنود باد.
و ابیاتی که شیخِ ما، ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی به ابوالعشائر نوشت، در دیوانِ او ثبت شده است و آغازِ آن چنین است:
«عَبْدُ عَيْنِ الْعُيُونِ يَا ذَا الْأَمِيرُ» (ای امیر! بندهیِ عینِ عیون چشمهی چشمها / حقیقتِ علی...)




