خانههایشان را با دستانِ خود و دستانِ مؤمنان ویران میکردند. پس ای صاحبانِ بصیرت عبرت بگیرید﴾1.
و کسی جز امیرالمؤمنین (که ستایشش والاست) به سراغشان نیامد.
و از جمله شگفتیهایی که در روز نبرد بدرِ کبری آشکار ساخت، و به اجماع از او روایت شده، این است که او پیاده میجنگید، و سوارکار را تعقیب میکرد و به او میرسید، و دشمنان او را تعقیب میکردند اما به او نمیرسیدند. و از او روایت شده است که به پشتِ سر جهش میکرد (میپرید) و مسافتِ پرشِ او چهل ذراع اندازهگیری میشد.
و بدونِ هیچ اختلافی، هنگامی که احزاب را در هم شکست، هرگاه با فراریای برخورد میشد، آن مردِ فراری میگفت: «این علی است که پشتِ سرِ من است.» و شمارِ آن قوم در آن روز نود هزار مرد بود. پس سرورِ ما در آن روز به نود هزار پیکر (صورت) تجسم یافت، و همهیِ آنها یک چهره بودند و آن چهرهیِ «اَنزَعِ بَطین»، امیرالمؤمنین ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) بود.
هر کس که تیری به سوی او پرتاب میشد، جز این نمیدید که علی او را هدف قرار داده است، و هر که با شمشیری ضربت میخورد میگفت: «علی مرا زد»؛ و به همین گونه در دیگر انواعِ کشته شدن، مقتول جز این نمیدید که سرورمان امیرالمؤمنین ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) کُشندهیِ اوست.




