و او را در توحید و علم، رتبهای است که هیچکس جز آنان که از حزبِ منافقان و خارجشدگان از دین (مارقین) باشند، آن را انکار نمیکند. و او در بابِ توحید، دارایِ کتابها، نوشتهها (مُصَنَّفات) و اشعاری زیبا و دلنشین است؛ بهگونهای که اگر آنچه در توحید سروده است گردآوری شود، دیوانِ بزرگی خواهد شد.
و ما قطعهای از سرودههایِ او در باب توحید را میآوریم که به نقلِ آن از وی افتخار میکنیم، تا یادبودی از او در این کتاب، نزدِ سرورانِ مؤمن که خداوند همگیِ آنان را توفیق دهد باشد.
پس از سرودههای او طبرانی که خداوند از وی خشنود باد این است:
وای بر قومی که به عمد، چشمانِ خویش را بر حق بستند؛
و پدیدآورندهیِ آغاز را، تنها یک پدیده و سرآغاز پنداشتند!
«آشکارِ» (ظاهر) را که با چشمِ خود دیدند، انکار کردند؛
و انکار کردند اینکه او همان «پنهانِ» (باطن) است که محدود نمیگردد.
سپس گفتند: «بیگمان، نوربخش (المُنیر) تواناست؛
و علی تنها پرتویی از آن نوربخش، و یک بنده است!»
او را تنها «اسم» و نامی قرار دادند که به غیب (حقیقتِ پنهان) اشاره دارد؛
تا هرکه ارادهیِ غیب کرد، به واسطهیِ او به سویش رهسپار شود.
و او را حجابی (پردهای) برای آن باطنِ غایب پنداشتند؛
و او را تنها فزونیطلب و یاریجویی از آن خدای پنهان دانستند.




