یعنی اینکه او امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- را از آن منزلتی که به پندار آنان خداوند برای او قرار داده که همان رتبهی «باب» بودن است فراتر میبرد. و این همان تفاوتِ میانِ ما و این دو طایفه است.
و فرقه «مُفَوِّضَه» نیز ما را «غُلات» مینامند؛ زیرا ما امیرالمؤمنین عزّ عزّه را از آنچه آنان به وی نسبت میدهند، بالاتر بردهایم؛ در حالی که مقامِ او در نزدِ آنان، مقامِ «حجاب» و «اسم» است. اما ما او را بزرگ میداریم و به «الوهیتِ سرمدیِ» (خداییِ جاودانه) او گواهی میدهیم و به «معنویتِ» (مقامِ ذات و معنایِ) او اقرار میکنیم؛ و اینکه برای جهانیان هیچ معبودی جز او نیست، و برای ما و آنان هیچ پرستیدهشدهای غیر از او وجود ندارد.
و ای برادرِ توفیقیافته، من در این باب، سخن را تا حدِّ نیاز و غایتِ مطلوب برای تو مستند و استوار ساختم؛ و خداوند با کَرَمِ خویش، مؤمنان را به انجامِ کارهایِ شایسته از گفتار و کردار توفیق دهد، که همانا او بخشنده و بسیار بافضل است.
و از مؤمنانِ جلیلالقدر در دین، پیشوایِ عارفان، تکیهگاهِ دین (ثقة الدین) و چراغِ موحدان؛ جوانِ مورد اعتماد، «ابوسعید میمون بن قاسم طَبَرانی» که خداوند از او خشنود باد است.
پس بیگمان او در راهِ خدا آنگونه که شایستهیِ جهاد بود، جهاد کرد؛ مشرکان را سرکوب نمود و پرچمِ منافقان را سرنگون ساخت. و مؤمنانی که در عصرِ او و پس از وی بودند، به فضلِ او اعتراف کردند، و یادِ او در میانِ بلیغانِ عارف پایدار و ماندگار گشت.




