پس برای صاحبانِ خِرَدهایِ روشن و ذهنهایِ پاک، چه بیانی از این بیان دربارهیِ نقصِ این اعتقاد، و شواهدِ گمان و اندیشهای که به تباهی میانجامد، روشنتر است؟ زیرا او با سخنِ خویش، بر تباهیِ (فسادِ) اعتقادش در نزدِ «موحدان» و نه در نزدِ شیاطینِ شبیهساز و هممسلکش تصریح و تأکید کرده است.
و سخنِ او در این بیت که: «شاخههایی که ریشهشان "میم" و "عین" است»، تا آنجا که میگوید:
به واسطهیِ آن، نماز و پرداختِ زکات با هم برپا میشود؛
و به راههایِ روزهداری هدایت میگردد.
پس این بانگبرآورنده عَونی، «عین» را که همان «علی» است و بر اساسِ رأیِ شیخِ ما (که خداوند روحش را قدسیت بخشد)، همان ذاتِ ازلی و معبود است در جایگاهِ جان (نفس) و مکان قرار داده است! و اینکه او عین، شَخصِ تأویلیِ نماز، زکات و روزه است! و این همان وسوسهیِ «وسواسِ خنّاس» است.
سپس پس از این بیت میگوید:
و اما غایتِ غایات (نهایتِ نهایتها)، پس اوست؛
آن بلندمرتبه (العلیّ)، که برای هر چیزی همچون مهار (زمام) است.
پس به آنچه گفته است دقت کن، و بنگر که چگونه میانِ «عین» که معنای آن در اینجا مولایمان امیرالمؤمنین است و او بر حق است و میانِ «غایتِ غایات» تقارن و جدایی ایجاد کرده است؛ و مقصودش از «غایتِ غایات»، خداوندی است که هیچ معبودی جز




