پاسخ، و توفیق تنها از جانب خداست:
برای خردهگیر (معترض) و برای کسی که خداوند او را توفیق داده و حقیقتِ تمامِ اینها را به او الهام کرده است میگویم که؛ اگر خردهگیری اعتراض کند و استدلالکنندهای به آن استدلال نماید، سخنِ او سراسر حق و راست است. اما این «عَونی» که خداوند لعنتش کند و رسوایش سازد از کسانی بود که توحید را به صورتِ خطابی روشن و مستدل در حضورِ گروهی از مؤمنان شنید، ولی از آن روی برتافت (نَكَصَ)، گریخت (نَدَّ)، مرتد شد، شک کرد و آن را نپذیرفت. و او به رأی و عقیدهی «قَرمَطی» که خداوند هر دویِ آنان را لعنت کند گوش سپرد.
این در حالی است که او عونی در مذهبِ «تفویض»، پیشوایی است که به او اقتدا میشود؛ و تمامیِ اهلِ تفویضِ پس از او، به سخنش رجوع میکنند و او در نزدِ آنان تکیهگاهی (عُمده) است که بر وی اعتماد مینمایند.
با تمامِ اینها، شیخِ ما که خداوند از وی خشنود باد گواهی داد که عَونی «نکوهیده» (مَذموم) است و او از رحمتیافتگان نیست. و این بدان سبب است که فرزندِ معنویِ او، «جِلّی» که پیشوا پس از شیخِ خویش است از او دربارهی عَونی، عَزقَری، حَلّاج و عَلَویِ بَصری پرسید. پس او شیخ خصیبی رضی الله عنه فرمود: «آن سه تن نکوهیدهاند، و علویِ بصری ستوده (محمود) است.»
و من گروهی از اهلِ توحید را دیدم که میگویند: «عَلَویها سه تن هستند که از میان آنان دو تن نکوهیده و یکی ستوده است.» پس من هرگاه میشنیدم که چنین میگویند،




