و جَمع نیست تا گفته شود که محصور گشته است بلکه منزه از این مفاهیم مقداری است.
پنج و سپس سه چیز را آشکار ساخت، که همگیِ آنها؛
از روی مدارا، مأنوس ساختن و لطف به بشر بود.
نخست نوری و حجابی را برپا داشت که همان محمد؛
ستوده (محمود) و «اسم» است که خضر نمادِ حیات جاودان است.
او را از نورِ خویش که منزه است پدید آورد؛
و پادشاهی و فرمانروایی را به او واگذار کرد، پس او فرمان پذیرفت.
پس «عین» (علی) در سلسلهیِ امامتها دیده میشود؛
و «میم» (محمد) در سلسلهیِ رسالتها استمرار یافت.
و آنان هرچند که هزاران نفر باشند، یگانهاند؛
و تنها صفاتِ بشری و ظاهریِ آنهاست که در معرضِ تغییرات است.
و «میم»، بابِ هدایت را برای خویش پدید آورد؛
به فرمانِ آفرینندهاش، پس این آزمون چه پاک و نیکو افتاد.
پس با خِرَدِ خویش تدبر کن، و ذهنِ خود را به آنچه این مردِ نیکوکار، ژرفاندیش، فاضل و آگاه از معجزاتِ آن بلندمرتبهیِ بزرگ (عَلیّ کبیر) آورده است، متوجه ساز؛ و در چگونگیِ حالِ ظهور و وجود، و نفیِ صفات از پروردگارِ معبود بیندیش.
سپس پس از آن، آنچه را که بدان نیاز است و از آن بینیازی نیست، ذکر کرد، توصیف نمود و نام برد؛ از شناختِ آغازِ «ایتام» و چگونگیِ پدید آمدنِ هستیِ آنان. سپس از




